توی چند ماه با چند نفر رفت بیرون
همه شون بوسیدنش
همه شون خواستن باهاش بخوابن
همه شون رفتن
هیچ کدوم واینستادن بشناسنش
یکی خوابید و رفت
یکی چون نخوابید رفت
دختر کبریت فروش کبریتا رو برداشت
آرزوی داشتن یه عشق رو آتیش زد
برگرد دیگه
دلم تنگ شده
میدونست تنهائی سخته ؟
رفت که دیگه برنگرده ؟؟؟
میتونست باهام بمونه ! نتونست ؟
غلط کرد ! مگه دست خودشه ؟
اون که تو خواب و خیالش
منو دیگه راه نمیده
اون که میگه
از تموم خاطرات من بریده
خود خودتی !
آخه تو که نیستی
نیستی که ببینی
نیستی پاب غصه م یه لحظه بشینی
( بودی هم هیچ غلطی نمیکردی )
گفتی که چشماتو ببند و عاشق شو
گفتی همه دنیام
همش برای تو
( دروغ گفتی ! عین سگ )
چشمامو میبستم
گفتی پیشت هستم
رفتی و نموندی
رفتی و شکستم
( خاک بر سرت )
یادت میره ؟ همش یادت میره
عین خودم
که یادت رفت
قسم خوردی بر ما
که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق
تو صادقترینی ؟؟؟؟
ولی
بدتر بودی که بهتر نبودی
اینور اونورت رو نیگا کن
لب پرتگاهی
نجنبی با مغز اون کفی
چرا وقتی فکر میکنی همه چیز در آرمانی ترین حالت قرار داره
وحشتناک ترین اتفاق ۱ قدم باهات فاصله داره
ای قوم به حج رفته
همونجا بمونین
نبودنتون داره عادت میشه
نیائید نیائید
اینجا خبری نیست