تبليغاتX
دختر کبریت فروش
دخترک کبریت فروش

توی چند ماه با چند نفر رفت بیرون

همه شون بوسیدنش

همه شون خواستن باهاش بخوابن

همه شون رفتن

هیچ کدوم واینستادن بشناسنش

یکی خوابید و رفت

یکی چون نخوابید رفت

دختر کبریت فروش کبریتا رو برداشت

آرزوی داشتن یه عشق رو آتیش زد


+ نوشته شده در  ساعت 2:33  توسط زیپپو  | 

 

 

برگرد دیگه

دلم تنگ شده

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:1  توسط زیپپو 

 

 

 

 

میدونست تنهائی سخته ؟

 رفت که دیگه برنگرده ؟؟؟

 میتونست باهام بمونه ! نتونست ؟

 

غلط کرد ! مگه دست خودشه ؟

+ نوشته شده در  ساعت 13:54  توسط زیپپو 

 

اون که تو خواب و خیالش

منو دیگه راه نمیده

اون که میگه

از تموم  خاطرات من بریده

خود خودتی ! 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:51  توسط زیپپو 

 

آخه تو که نیستی

نیستی که ببینی

نیستی پاب غصه م یه لحظه بشینی

( بودی هم هیچ غلطی نمیکردی )

 

گفتی که چشماتو ببند و عاشق شو

گفتی همه دنیام

همش برای تو

( دروغ گفتی ! عین سگ )

چشمامو میبستم

گفتی پیشت هستم

رفتی و نموندی

رفتی و شکستم

(  خاک بر سرت )

+ نوشته شده در  ساعت 13:50  توسط زیپپو 

 

 

یادت میره ؟ همش یادت میره

عین خودم

که یادت رفت

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:21  توسط زیپپو 

 

قسم خوردی بر ما

که عاشقترینی

تو یک جمع عاشق

تو صادقترینی ؟؟؟؟

ولی

بدتر بودی که بهتر نبودی

+ نوشته شده در  ساعت 5:18  توسط زیپپو 

هر وقت حس کردی خیلی خوشبختی

اینور اونورت رو نیگا کن

لب پرتگاهی

نجنبی با مغز اون کفی

+ نوشته شده در  ساعت 5:15  توسط زیپپو 

 

چرا وقتی فکر میکنی همه چیز در آرمانی ترین حالت قرار داره

وحشتناک ترین اتفاق ۱ قدم باهات فاصله داره

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:41  توسط زیپپو 

 

 

ای قوم به حج رفته

همونجا بمونین

نبودنتون داره عادت میشه

نیائید نیائید

اینجا خبری نیست

+ نوشته شده در  ساعت 3:42  توسط زیپپو